پریدی کهبه همین راحتی
هزار بار از این راه که رفته است[کلافه ام کردی,]
من دست به سر نمی شوم –برداراز
مرد هستی؟! (قولِ قول)
اگر پریدی چه؟
( بنویسم هر آنچه نبود را .
بنویسم از تابستان گذر می کرد .
بنویسم آتش می زددم دم به دم
بنویسم !؟)
خداااااااااااآ
دست از سرم راحت شدی ؟
امروز- تاریخ - امروز
که سر از شهرهای نو به نو ،تازه به تازه کنم (هوا را)
من چه ربطی به تن دارد امروز ؟
که این همه بیوه!
این همه سوغات ،صیغه،سیخ
به دلم نزن ،اشتباه از من بود:
( تابم بخوری ،نیاوری
من کولیت بدزدم نگاه
بعد بالا بلند-َ ت کند از ما بهتران!)
آهاااااااااااااااای شیخ مصلح الدین کجایی؟
حسنک مرد.
باید بنویسم . هی بنویسم .سالهابنویسم-
باید هی سالها لام تا کام بنویسم
همین خط خلط روی کاشی فونت۲۰
تو قول داده بودیَم (قولِ قول)
خداااااااااااااااااااااااااااااااآ
